جهت انتقال سريع به بخش دريافت کليه عنوان هاي اين بخش

   

اينجا کليک کنيد

 

 

 

بررسي ميزان اثرات بازگشتي بهبود راندمان خودروها بر مصرف سوخت
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 185-213

علي اصغر اسماعيل نيا

سارا اختياري نيکجه

کليدواژه : اثرات بازگشتي، بهبود راندمان خودروها، مصرف سوخت، پيمايش خودرو
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
مذاکره مجدد در قراردادهاي سرمايه گذاري نفتي
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 161-184

عبدالحسين شيروي

فريده شعباني جهرمي

کليدواژه: مذاکره مجدد، قرارداد سرمايه گذاري نفتي، اصل حرمت (; لزوم) قرارداد، اصل تغيير شرايط، قرارداد ناقص
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
مقايسه مدل هاي SVR و GARCH در پيش بيني بي ثباتي قيمت نفت
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 137-160

نفيسه زهره وند

مجيد صادقي فر، حسن بشيري، يونس زهره وند

کليد واژه : پيش بيني بي ثباتي قيمت نفت، يادگيري ماشين، ماشين بردار پشتيبان، مدل هاي GARCH
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
سياست هاي قيمتي برق بر اشتغال و شاخص عمومي قيمت بخش هاي مختلف اقتصادي کشور ايران
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 101-135

مجيد اسلامي

حسين صادقي، علي قنبري، محمود حقاني

کليد واژه : سطح عمومي قيمت ها، اشتغال، مدل تعادل عمومي قابل محاسبه، ماترس حسابداري اجتماعي، ايران

 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
اندازه گيري تاثير تغيير ساعت رسمي کشور بر مصرف انرژي برق (مطالعه موردي استان هاي تهران، يزد، اصفهان و فارس)
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 71-99

حسين صمصامي

الناز حسن زاده

کليد واژه : تغيير ساعت رسمي، مصرف انرژي برق، الگوي معادلات رگرسيون به ظاهر نامرتبط

 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
پيش بيني تقاضا و ذخيره سازي فصلي گاز طبيعي در طول برنامه پنجم توسعه با استفاده از روش هاي شبکه عصبي و ARMIA
(5 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 49-70

افشين جوان

مهرداد زماني

عليرضا قنبري

کليد واژه : تقاضاي گاز، شبکه عصبي، پيش بيني، ذخيره سازي گاز، مدل اقتصاد سنجي ARMIA

 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
آيا مجمع کشورهاي صادر کننده گاز يک کارتل است؟
(4 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 25-48

محمد علي فلاحي

جلال دهنوي و علي طاهري فرد

کليد واژه : بازار گاز کارتل، مجمع کشورهاي صادر کننده گاز
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
تعيين نرخ كارمزد جايگاه هاي عرضه CNG و نقش قانون هدفمندسازي يارانه ها
(4 دی 1391)
فصل نامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال نهم / شماره 34 / پاييز 91 / 1-23

ميرطاهر پورپرتوي آلانق

دكتر داود بهبودي

كليد واژه : گاز طبيعي، ارزيابي اقتصادي، جايگاه، CNG

 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
تجزيه انتشار دي اکسيدکربن ناشي از مصرف انرژي به بخشهاي اقتصادي ايران - يک تحليل تجزيه شاخص
(5 مهر 1391)
49 - فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژي/ سال هشتم / شمارهي 28 / بهار 1390 / صفحات 73



محمد حسن فطرس

جواد براتي



مصرف انرژي، شدت انرژي. ، CO کليد واژه: تکنيک تجزيهي شاخص، انتشار 2
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
مدل سازي تقاضاي نفت در بخش حمل و نقل ايران : مدل لاجستيک تعداد خودروها
(5 مهر 1391)
دکتر محمد مزرعتي

سال سوم ، شماره 8، بهار 85



کلمات کليدي : تقاضاي نفت، بخش حمل و نقل، مدل لاجستيک، تعداد خودروهاي در 1000 نفر جمعيت
 
دکتر محمد مزرعتي (mo_mazraati@yahoo.com)
بررسي روابط کوتاه مدت و بلندمدت بين توليد ناخالص داخلي، مصرف انرژي و انتشار دي اکسيدکربن در ايران
(17 آذر 1390)
كليد واژه: انتشار دي اکسيدکربن، مصرف انرژي، منحني زيست محيطي کوزنتس، مدل اقتصاد سنجي ARDL

محمدباقري اعظم



با اهميت افتن مسايل زيست محيطي، تمامي کشورها تلاش مي کنند با برنامه ريزي صحيح و به کارگيري روش هاي مناسب، نه تنها به اهداف اقتصادي خود دست ابند، بلکه آسيب هاي زيست محيطي ناشي از رشد اقتصادي را نيز به حداقل برسانند. تحقق اين امر بدون اطلاع از چگونگي رابطه بين فعاليت هاي اقتصادي با آلودگي محيط زيست و تاثيرات متقابل بين آن ها ميسر نمي باشد و اين مساله براي کشورهاي در حال توسعه نظير ايران که هنوز در مراحل اوليه رشد و توسعه اقتصادي قرار دارد، اهميت بيش تري افته است.

در اين مقاله روابط کوتاه مدت و بلندمدت بين توليد ناخالص داخلي، مصرف انرژي و انتشار دي اکسيدکربن (;به عنوان شاخص آلودگي محيط زيست) با استفاده از داده هاي سال هاي 2008-1965 در ايران مورد بررسي قرار گرفته است. به منظور بررسي روابط بين متغيرها، از روش اقتصادسنجي خودرگرسيوني با وقفه هاي توزيعي (;ARDL) استفاده شده است. نتايج نشان مي دهد که انتشار دي اکسيد کربن نسبت به توليد ناخالص داخلي بي کشش است، اما مقدار آن در بلندمدت بيش تر از کوتاه مدت است. هم چنين براساس نتايج به دست آمده، کشش دي اکسيدکربن نسبت به مصرف انرژي در کوتاه مدت و بلندمدت مشابه و نزديک به يک است. علاوه بر اين، شکل U وارون منحني زيست محيطي کوزنتس در شرايط ايران مورد تاييد نيست
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
ارزيابي استراتژي ملي و منطقه اي توسعه صنعت پتروشيمي
(25 اردیبهشت 1389)
از دهه ي 50 ميلادي، تفکر توسعه اقتصادي سه دوره را پشت سر گذاشته است. تفکر استخدام (هدف گذاري) صنعتي و رقابت هزينه اي تا آغاز دهه 1990 در جهان حاکم بودند. در دهه 1990، با شتاب گرفتن جهاني شدن بازارها، مناطق مجبور شدند تا از صنايع کهنه خارج شده و از فرصت هاي بازاري جديد استفاده کنند. بنابراين، دوره فعلي مبتني بر رقابت پذيري منطقه اي شکل گرفته است، که در آن ابداع و کارآفريني، موتورهاي اصلي توسعه به شمار مي آيند. نگاهي به الگوي توسعه اقتصادي و صنعتي در ايران به ما نشان مي دهد که توسعه صنعتي کشور هنوز هم بر مبناي الگوي استخدام و هدف گذاري صنعتي و در چارچوب استراتژي جايگزيني واردات انجام مي گيرد. اين الگو يک بازي با جمع صفر است، که نتيجه آن برد مناطق مرکزي و باخت مناطق مرزي کشور بوده است. آن چه يک منطقه را در اين بازي به عنوان برنده و يا بازنده مي شناساند، قدرت چانه زني مديران، نمايندگان و يا حتي مردم منطقه در جذب اعتبارات به سوي منطقه خويش است. اين امر در نهايت منجر به شکاف شديد توسعه اي ميان مناطق مختلف کشور شده است. صنعت پتروشيمي به عنوان يکي از صنايع مورد توجه مديران و برنامه ريزان ملي و منطقه اي نيز براساس الگوي استخدام صنعتي و با الگوي مکان يابي مبتني بر فرآيند چانه زني توسعه يافته است. در اين مقاله، با استفاده از الگوهاي تحليلي متعدد نشان داده شده که استراتژي موجود، يک استراتژي ناکارآمد است که هيچ يک از آثار توسعه اي دلخواه برنامه ريزان اقتصادي را در پي ندارد. به نظر مي رسد بهترين رهيافت در شرايط موجود، تغيير استراتژي توسعه صنعت پتروشيمي از توسعه صنايع پتروشيمي بالادستي به سوي توسعه صنايع پايين دستي پتروشيمي و با هدف تکميل زنجيره توليد و ارزش در کشور باشد. اين استراتژي در قالب رهيافت افزايش رقابت پذيري منطقه اي، ما را قادر مي کند تا با توجه به مزيت هاي نسبي هر منطقه، قدرت توليد مناطق را براي حضور در بازارهاي داخلي و يا خارجي بهبود بخشيم.

  
كليد واژه: هدف گذاري، صنعتي، رقابت پذيري منطقه اي، استراتژي توسعه، صنعت پتروشيمي
1 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):29-65.
رهبر فرهاد,ميرشجاعيان حسيني حسين
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
بررسي رابطه آلودگي هوا، آلودگي آب، مصرف انرژي و رشد اقتصادي در ايران 1359-83
(25 اردیبهشت 1389)
منحني زيست محيطي کوزنتس از مشهورترين فرضيه ها در بررسي شکل رابطه بين رشد اقتصادي و آلودگي به شمار مي رود. مقاله حاضر، اين فرضيه را در چهارچوب بررسي مي کند: (الف) هنگامي که معيار رشد اقتصادي، درآمد سرانه است؛ (ب) وقتي که معيار رشد، سرانه مصرف انرژي است؛ (پ) زماني که معيار آلودگي، آلودگي آب است و (ت) وقتي که معيار آلودگي، آلودگي هوا است. بدين منظور در اين مقاله از روش شناسي تودا- ياماموتو براي بررسي عليت متغيرها استفاده و در صورت وجود رابطه عليت بين متغيرهاي تحقيق، فرضيه منحني زيست محيطي کوزنتس (EKC) برآورد مي شود. نتايج، بيانگر وجود سه رابطه علي يک طرفه (الف) از نشر دي اکسيدکربن به درآمد سرانه، (ب) از نشر دي اکسيدکربن به سرانه مصرف انرژي و (پ) از سرانه مصرف انرژي به آلودگي آب است. فرضيه کوزنتس براي نشر دي اکسيدکربن، درآمد سرانه، آلودگي آب، سرانه مصرف انرژي رد مي شود و براي رابط نشر دي اکسيدکربن، سرانه مصرف انرژي رد نمي شود.

  
كليد واژه: فرضيه منحني زيست محيطي کوزنتس، آلودگي هوا، آلودگي آب، مصرف انرژي، ايران
2 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):113-135.
فطرس محمدحسن,نسرين دوست ميثم
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
تاثير يادگيري فني بر توسعه فن آوري هاي انرژي هاي تجديدپذير در بخش برق ايران در شرايط اختلالات قيمتي انرژي
(25 اردیبهشت 1389)
يکي از عوامل موثر در حرکت به سمت توسعه ي پايدار، توسعه سيستم هاي انرژي کم هزينه، مطمئن و سازگار با محيط زيست است. نيل به اين اهداف، به نوآوري در فن آوري هاي بخش انرژي و ظهور فن آوري هاي جديد سازگار با محيط زيست نيازمند است. فرآيند يادگيري فني و مفهوم منحني يادگيري، مي تواند مبناي مناسبي براي تحليل تغييرات فني در بخش انرژي باشد. هدف اين مطالعه، بررسي تاثير يادگيري فني بر سهم و جايگاه انرژي هاي تجديد پذير، به ويژه انرژي بادي و خورشيدي در توليد برق کشور در شرايط يارانه اي بودن قيمت هاي انرژي و در صورت حذف يارانه هاست. در اين راستا، بخش برق کشور در قالب يک «سيستم مرجع انرژي» و با استفاده از مدل برنامه ريزي انرژي «مارکال»، مدل سازي شده است. نتايج اجراي مدل نشان مي دهد که اگر چه يادگيري فني تاثير چشم گير و قابل ملاحظه اي بر سهم فن آوري هاي انرژي تجديد پذير در صنعت برق ايران دارد، اما اختلالات قيمتي ناشي از دخالت دولت در مکانيزم قيمت گذاري سبب مي شود علي رغم فرض وجود يادگيري، فني هم چنان فن آوري هاي تجديد پذير، فاقد توان رقابت با ساير فن آوري هاي رايج در بازار باشند.

  
كليد واژه: يادگيري فني، يادگيري از طريق تجربه، مدل هاي پايين به بالا، مدل مارکال، انرژي هاي تجدير پذير

3 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):137-160.
شريفي علي مراد,آقايي كيومرث,صادقي شاهداني مهدي,دلالي اصفهاني رحيم,شوال پور آراني سعيد
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
تخمين تابع تقاضاي بنزين در بخش حمل و نقل با استفاده از الگوريتم ژنتيک
(25 اردیبهشت 1389)
مصرف فرآورده هاي نفتي سبک به ويژه بنزين، با در نظر گرفتن اهميت آن در بخش حمل و نقل، نقش اساسي در رشد و توسعه اقتصادي کشورها ايفا مي کند. بررسي عوامل موثر بر تقاضاي بنزين در جهت شناخت دقيق و صحيح از ساختار رفتاري مصرف، به منظور برنامه ريزي دقيق در راستاي تحقق اهداف مورنظر، امري ضروري است. در اين مقاله با استفاده از تکنيک الگوريتم ژنتيک، به تخمين تابع تقاضاي بنزين در بخش حمل و نقل براي دوره (1353-85) در قالب معادلات خطي، درجه دو و نمايي پرداخته شده و با انتخاب بهترين مدل تخمين براساس معيارهاي مرسوم، تقاضاي بنزين در بخش حمل و نقل تحت سناريوهاي مختلف تا سال 1404 پيش بيني شده است. در اين مقاله تقاضاي بنزين تابعي از توليد ناخالص داخلي، قيمت بنزين، جمعيت، تعداد خودروهاي بنزين سوز، عمر متوسط خودرو و راندمان مصرف در نظر گرفته شده است. نتايج تحقيق نشان مي دهد که مدل درجه دو از دقت بالايي نسبت به ساير مدل ها در تخمين تقاضاي بنزين برخوردار است.

  
كليد واژه: تقاضاي بنزين، الگوريتم ژنتيک، پيش بيني، حمل و نقل
4 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):1-27.

صادقي حسين,ذوالفقاري مهدي,حيدري زاده محمد  
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
جنگل کاري و جذب دي اکسيد کربن و تاثيرات آن ها بر توسعه سيستم انرژي
(25 اردیبهشت 1389)
در چند دهه اخير، پديده گرمايش جهاني به عنوان نگراني مهم زيست محيطي مطرح شده است. منشا اصلي پخش و انباشت Co2 در اتمسفر زمين، مصرف فزاينده سوخت هاي فسيلي است، که سهم بالايي را در ترکيب انرژي مصرفي دارد. لذا کنترل پخش و انباشت Co2 بر توسعه بخش انرژي اثر دارد و مي تواند مجموعه نقاط موجه توسعه سيستم را تغيير دهد، بنابراين به منظور کنترل پخش Co2، روش هاي مختلفي مانند اعمال سياست هاي کاهش نشر، وضع ماليات و کاهش مصرف سوخت هاي فسيلي پي گيري شده و ارزيابي اقدامات مزبور در مدل هاي انرژي مورد توجه قرار گرفته است.
در مدل هاي انرژي موجود، مساله سالم سازي محيط زيست و رقابت اين روش با ساير سياست هاي کنترل آلودگي، در نظر گرفته نشده است. لذا در اين مقاله مکانيسم کاهش غلظت گاز Co2 از طريق سالم سازي محيط زيست در مدل سيستم انرژي منظور شده و در اين رابطه، جنگل کاري با توجه به موازنه جرم Co2 و ساير محدوديت هاي هزينه اي توسعه يافته است.
مدل با توجه به محدوديت ها و معيار تابع هدف (حداقل کردن هزينه سيستم)، بهترين نقطه را مشخص مي کند. با اعمال روش طراحي شده، ابزار مناسبي براي ارزيابي اثر سالم سازي در کنترل نشر و انباشت Co2 فراهم شده و مدل امکان محاسبه پتانسيل کاهش نشر گاز Co2 و مقايسه خالص ارزش کنوني از مصارف مختلف زمين مانند کشاورزي، مراتع با جنگل کاري و احياي جنگل را نيز فراهم مي کند.

  
كليد واژه: جنگل کاري، احياي جنگل، مدل سازي انرژي- محيط زيست، سيستم انرژي، گرمايش جهاني، هزينه خارجي
5 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):161-184.
حميدي نژاد عطيه
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
رابطه تکانه هاي نفتي و رشد اقتصادي کشورهاي عضو اوپک: آيا اين رابطه، نامتقارن است؟
(25 اردیبهشت 1389)
درآمدهاي نفتي، بخش بزرگي از درآمدهاي صادراتي کشورهاي صادر کننده نفت (اوپک) را تشکيل مي دهند. با توجه با اين که بازار جهاني نفت در طول تقريبا چهار دهه گذشته بسيار پر نوسان بوده است، شناخت نحوه و شدت اثرگذاري تکانه هاي مثبت و منفي نفتي بر رشد اقتصادي اين کشورها براي سياست گذاري اقتصادي از اهميت بالايي برخوردار است. موضوع اين مقاله، بررسي اثرات نامتقارن تکانه هاي نفتي بر رشد اقتصادي کشورهاي عضو اوپک و يافتن پاسخ اين سوال است که آيا کاهش درآمدهاي نفتي به همان اندازه افزايش درآمدها رشد اقتصادي اين کشورها را متاثر مي کند؟ براي اين منظور از داده هاي پنل طي دوره 1970 تا 2005، براي کشورهاي عضو اوپک مبتني بر روش پنل پويا و گشتاورهاي تعميم يافته استفاده شده است. نتايج مطالعه حاضر، فرضيه ي اصلي تحقيق مبني بر اين که واکنش رشد اقتصادي نسبت به تکانه هاي نفتي، نامتقارن و براي تکانه هاي منفي نفتي شديدتر است را تاييد مي کند.

  
كليد واژه: تکانه هاي قيمتي نفت، رشد اقتصادي، بيماري هلندي، اوپک و مدل پنل پويا
6 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):93-112.
ابريشمي حميد,مهرآرا محسن,زمان زاده نصرآبادي حميد
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
مصرف انرژي در بخش هاي مختلف و ارتباط آن با رشد اقتصادي در ايران: تحليل عليت براساس روش تودا و ياماموتو
(25 اردیبهشت 1389)
انرژي به عنوان يکي از مهم ترين عوامل توليد و همچنين به عنوان يکي از ضروري ترين محصولات نهايي، جايگاه ويژه اي در رشد و توسعه اقتصادي کشور دارا است. از سوي ديگر با توجه به گستردگي منابع انرژي در ايران و هم چنين تاثيرات سوء مصرف انرژي بر آلودگي هوا و تغييرات آب و هوايي، برنامه ريزي براي مصرف انرژي اهميت فراوان داشته و بايد با دقت بسيار انجام گيرد. با توجه به ارتباط نزديک بين مصرف انرژي و رشد اقتصادي در ايران، تعيين کم و کيف رابطه بين اين دو متغير ميتواند در تبيين سياست هاي بخش انرژي کمک موثري کند. به منظور بررسي چگونگي رابطه بين اين دو متغير، از مفهوم عليت گرنجري استفاده شده است. در اين تحقيق، با استفاده از روش تودا و ياماموتو، رابطه عليت گرنجري بين مصرف انرژي در بخش هاي مختلف اقتصادي (خانگي و تجاري، صنعت، حمل و نقل و کشاورزي) و رشد اقتصادي در ايران طي سال هاي 1346-85 مورد بررسي قرار گرفته است.
نتايج حاصل از روش تودا و ياماموتو نشان مي دهد که تنها يک رابطه عليت گرنجري يک طرفه از مصرف انرژي در بخش خانگي و تجاري و مصرف انرژي در بخش حمل و نقل به رشد اقتصادي وجود دارد، بنابراين افزايش مصرف انرژي در اين بخش ها محرک رشد اقتصادي است در اين صورت لازم است به جاي اجراي هرگونه سياست کاهش انرژي، از سياست هاي بهينه سازي و صرفه جويي در مصرف حامل هاي انرژي استفاده شود، به گونه اي که اعمال چنين سياست هايي منجر به ايجاد آثار انقباضي بر رشد اقتصادي نشود. با توجه به عدم وجود رابطه عليت گرنجري از مصرف انرژي در بخش هاي صنعت و کشاورزي به رشد اقتصادي، مي توان نتيجه گرفت که مصرف انرژي در اين بخش ها محرک رشد اقتصادي نبوده و بنابراين سياست صرفه جويي در مصرف انرژي در اين بخش ها را مي توان بدون کند کردن رشد اقتصادي به کار گرفت.

  
كليد واژه: مصرف انرژي، رشد اقتصادي، ايران، بخش هاي مختلف اقتصادي، رابطه عليت گرنجري، روش تودا و ياماموتو
  7 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ تابستان 1388;; 6(21):67-92.
آرمن سيدعزيز,زارع روح اله
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
اثرات بي ثباتي قيمت نفت بر توليد ناخالص داخلي در ايران
(25 اردیبهشت 1389)
هدف اصلي اين مطالعه، بررسي تاثير بي ثباتي قيمت نفت بر توليد ناخالص داخلي در ايران بر اساس اطلاعات فصلي در دوره (1384:4- 1367:1) است. به اين منظور ابتدا شاخص بي ثباتي قيمت نفت از طريق مدل GARCH برآورد، سپس روابط متقابل متغيرهاي مدل با استفاده از روش خود رگرسيون برداري (VAR) بررسي و در ادامه رابطه بلندمدت بين متغيرها نيز با استفاده از روش هم انباشتگي جوهانسن - جوسيليوس استخراج شده است.
بر اساس توابع عکس العمل آني، تکانه قيمت نفت تاثير منفي بر توليد داشته و در کل دوره مورد بررسي آن را پايين تر از سطح دايمي خود قرار مي دهد. هم چنين با توجه به رابطه بلندمدت برآورد شده طي دوره زماني مورد مطالعه، متغيرهاي مخارج مصرفي بخش خصوصي، سرمايه گذاري و خالص صادرات، تاثير مثبت و معني داري بر توليد ناخالص داخلي داشته اند که اين نتايج با مباني نظري تحقيق سازگارند. مباني نظري، متغير مخارج کل بخش دولتي، برخلاف مباني نظري، تاثير منفي بر توليد ناخالص داخلي دارد ولي با توجه به پايين بودن کارايي بخش دولت در اقتصاد ايران و هم چنين تاثير منفي بي ثباتي قيمت نفت بر مخارج دولت، اين نتيجه قابل قبول است. در بلندمدت متغير قيمت نفت تاثير مثبت و بي ثباتي قيمت نفت تاثير منفي بر توليد ناخالص داخلي داشته اند. با توجه به وابستگي شديد اقتصاد کشور به نفت و درآمدهاي نفتي، نتايج مذکور قابل قبولي اند.

  
كليد واژه: ايران، بي ثباتي قيمت نفت، توليد ناخالص داخلي، هم انباشتگي جوهانسن - جوسيليوس، مدل GARCH، مدل VAR
1 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ بهار 1388;; 6(20):1-31.
بهبودي داوود,متفكرآزاد محمدعلي,رضازاده علي
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
ارزيابي اقتصادي جايگزيني خودروهاي فرسوده سبک بنزين سوز در ايران
(25 اردیبهشت 1389)
بخش حمل و نقل يكي از بزرگ ترين مصرف كننده هاي انرژي و به ويژه فرآورده هاي نفتي است. از دلايل بالاي مصرف بنزين در بخش حمل و نقل خودروهاي سبك بنزين سوز با مصرف بالا، قيمت پايين عرضه اين فرآورده در مقايسه با قيمت بين المللي آن و فرسوده بودن خودروهاي سبك است. در سال 1386 يارانه پرداختي به اين فرآورده معادل 4394 ريال در هر ليتر بوده، که مبلغ قابل توجهي است. اين تحقيق در پنج سناريو به ارزيابي اقتصادي جايگزيني خودروهاي فرسوده سبك بنزيني از ديدگاه دولت مي پردازد. سناريوي اول به بررسي اقتصادي از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده مي پردازد و به دليل آن كه طرحي براي جايگزيني معرفي نمي كند، روش مناسبي نخواهد بود. سناريوي دوم الي پنجم، به بررسي از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده توسط توليدات داخلي در طي پنج سال مي پردازد. بر اساس نتايج كلي مي توان بيان كرد كه با توجه به ديدگاه دولت به منظور حمايت از صنايع خودروسازي داخلي، خودروهاي فرسوده را مي توان با خودروهاي ساخت داخل از نوع پرايد، پژو روآ، پژوGLX  و سمند بنزين سوز در طي پنج سال جايگزين كرد. با اجراي طرح جايگزيني خودروهاي فرسوده در پايان سال پنجم كه همه خودروهاي فرسوده جايگزين شده اند، مصرف سوخت به ميزان 7 ميليون ليتر در روز كاهش مي يابد.

  كليد واژه: خودروي فرسوده، خودروي سبك بنزين سوز، صرفه جويي، ايران
2 : مطالعات‌ اقتصاد انرژي‌ بهار 1388;; 6(20):161-185.
صلاحي جواد,ملك پور سپيده
 
نويسندگان متعدد (fsharbafian@energyseec.com)
شنبه 01 مهر 1396
ورود اعضا
 
ورود اعضاء
نام کاربري:
کلمه عبور:
پشتيباني آنلاين
پرداخت آنلاين عضويت

مقالات لاتين بخش انگليسي

عضويت در کنسرسيوم

 


آمار بازديد سايت
آمار بازديدکنندگان: بازدید این صفحه: 14 مرتبه نمایش این صفحه: 14 مرتبه
  بازدید کل سایت: 785 مرتبه نمایش کل سایت: 788 مرتبه